اخبار گردشگری

عشای ربانی،‌ بر مزار عاشقی هزار ساله

تعداد چادرهای روی تپه‌های اطراف کلیسا از چند صد تا هم بیشتر بود و این سوای عده زیادی از زائرانی است که با اتوبوس و تنها به قصد شرکت در مراسم خودشان را با اتوبوس تا اینجا، بیست کیلومتری شمال شرق چالدران رسانده‌اند.

همه کسانی که منتظر بودند تا مراسم آغاز شود،‌ صبح شنبه را با هیجان شروع کردند، لباس عوض کردند و شال‌هایی که برای ورود به وانک قره کلیسا لازم است را از کیف‌هایشان در آوردند و این سوای هیجان و اضطرابی بود که در صورت تک تک برگزار کننده‌های مراسم دیده می‌شد. بچه‌های کوچک و پسران نوجوانی که قرار بود چراغ‌دان و شمع‌ها را حمل کنند،‌ در صحن کلیسا بی قرار این طرف و آن طرف می‌رفتند و احتمالا چیزی که کم‌تر از همه در این هول و ولا به آن فکر می‌کنند، «بودن» در حیاط کلیسایی است که بیش از ده قرن عمر کرده است و در کنار روستایی به همین نام قرار دارد و در دره که به آن مشرف است، درخت‌هایی چنار و تبریزی کاشته‌اند. در زبان ارمنی به این بنای سپید رنگ «سورپ تادئوسی وانک» می‌گویند که به معنی «کلیسای جامع تادئوس مقدس» است،‌ محل دفن “تادئوس مقدس”، از حواریون حضرت مسیح (ع) که برای تبلیغ دین به منطقه‌ای که امروز ارمنستان نامیده می‌شود، آمد. در آنجا عاشق «سن»  دختر حاکم منطقه شد و او را هم به دین مسیحیت در آورد،‌ اما حاکم منطقه با او مهربان نبود. خودش و پیروانش،‌ مانند دیگر مبلغان هم عصرش دستگیر و شکنجه شدند و در دیری به خاک سپردند که بعدها کلیسای سنت تادئوس بر آن بنا شد.

عده‌ای فکر می‌کنند نام «قره کلیسا»،‌ از کلمه ترکی «قرا» به معنی سیاه گرفته شده است. بخش شرقی کلیسا با سنگ سیاه ساخته شده است که باعث می‌شود برخی به اشتباه معنی آن را کلیسای سیاه بدانند اما ریشه کلمه «قره» در « قره کلیسا» واژه‌ی «کارا» در زبان باستانی مردم منطقه آذربایجان به معنی بزرگ و سنگین است و با کلمه «وانک» که برای کلیسای جامع به کار می‌رود هم‌خوانی دارد.

انگاری دری باز شده باشد و تکه‌ای از جهانی در دنیای باستان به زمان ما آمده باشد. بنای عظیم کلیسا که از بیرون بیشتر به قلعه شبیه است تا بنایی مذهبی ۴۷ اتاق دارد که به راهبان، طلبه‌ها، محققان و نویسندگان، نگهبانان کلیسا و کتابخانه تعلق داشته است. تا حدود ۲۰۰ سال پیش هنوز محل زندگی کشیشان و راهبان و محل برگزاری مراسم مذهبی هفتگی بوده و حالا هر سال در سالگرد قتل تادئوس و پیروانش، میزبان جنب و جوشی ویژه است.

عده زیادی در حال ثبت عکس‌های یادگاری هستند. همزمان با رفت و آمدها و گپ‌وگفت‌ها در گوشه کوچکی از سایه کوتاه دیوار کلیسا،‌ گروه کر مردان و زنان با دفترچه نت‌ در دست،‌ آخرین تمرین‌ها را انجام می‌دادند. همه منتظرند تا اسقف کلیسای ارامنه از اقامت‌گاهش خارج شود و مسیر کوتاهی را از حیاط کلیسا تا محرابی که منتظر حضور اوست طی کند. در این فاصله خیلی‌ها داخل کلیسا شمع روشن کردند و دعا خواندند و صندلی‌های کم تعداد را پر و خالی کردند.

9116

حوالی ساعت یازده،‌ اسقف آذربایجان در ردای سرخ زربافتی که نقش شام آخر مسیح بر پشت آن سوزن‌دوزی شده است، در میان کشیشان دیگر و برگزارکننده‌های مراسم از اقامتگاه بیرون آمد و در میان صف مردمی که برای تبرک سعی می‌کردند در مسیر او قرار بگیرند، وارد محراب کلیسا شد. مراسم به زبان ارمنی در پیشگاه شمایلی از “باکره مقدس” و فرزند در آغوشش مسیح (ع) آغاز شد.

خواندن دعا و زیارت، طلب آمرزش گناهان و تبرک نان و تقسیم کردن گوشت و خون مسیح در میان زائران کلیسا،‌ همه در سایه نوای ارگ و صدای گروه هم خوان‌ها، حدود ۴ ساعت طول کشید و وقتی اسقف محراب را ترک کرد، ‌مردم دوباره سر راهش صف کشیدند تا انگشتری او را ببوسند و از او برای بچه‌های کوچکی که مراسم را با سکوت و چشم‌های خیره دنبال می‌کردند،‌ طلب دعا کنند.

9117

9118

9119

9120

9121

ساعت از سه گذشته،‌ اسقف در میان جمع کشیشان در لباس‌های سپید و سیاه،‌ نوجوانان برگزار کننده مراسم و گروه هم‌خوان‌ها در لباس سرخی که نقش صلیب طلایی بر آن می‌درخشید از کلیسا خارج شد تا بعد از طواف بنای مقدس کلیسا، جلوی پله‌های محل اقامت‌شان از برگزار کننده‌های مراسم تشکر و لوح‌های یادبودی از طرف خلیفه‌گری ارامنه آذربایجان به برگزارکنندگان اهدا کند.

در حالی که صحن و حیاط کلیسا از جمعیت پر و خالی می‌شد، بیرون دیوارهای سنگی کلیسا، گروهی از مردم مشغول خرید سوغاتی از قهوه‌های مرغوب گرفته تا شمایل و صلیب بودند. در چادرهای شماره‌گذاری شده که از قبل توسط برگزارکننده‌های مراسم آماده شده بود، خانواده‌ها و جمع دوستان تدارک نهار می‌دیدند و اخبار آشنایان دور و نزدیک را رد و بدل می‌کردند.

یکی از زائرانی که با ایسنا صحبت کرد،‌ در مورد سفرش گفت: «شرکت در عشای ربانی، آدم را سبک می‌کند. وقتی که خون مسیح در رگ‌های آدم جاری می‌شود گناهان بخشیده می‌شود و پاکی به وجود می‌آید؛ هیچ آدمی نمی‌تواند ادعا کند که گناه نکرده، عشای ربانی برای این است که گناهان انسان بخشیده شود و دعاهای انسان شنیده شود. هر چند خدا در همه جا ناظر ماست،‌ اما شرکت در این مراسم لطف دیگری دارد».

برنامه‌ریزی برای مراسم سالانه عشای ربانی در وانک تادئوس مقدس، از ماه‌ها قبل از اجرای مراسم آغاز می‌شود. هر سال به تناسب پیش‌بینی در مورد  تعداد مهمان‌هایی که می‌رسند،‌ تدارکات بیشتر و بیشتر می‌شود. از هلال اهمر گرفته تا نیروی انتظامی و مسوولان میراث فرهنگی همه تلاش می‌کنند همه چیز برای برگزاری یک اردوی چند روزه و مراسم مذهبی که در پی آن می‌آید، آماده باشند. مستقر کردن پست برق برای تامین روشنایی کلیسا و اطراف آن، تامین آب آشامیدنی و مستقر کردن فروشگاه برای تامین مایحتاج زائران و برنامه‌ریزی برای اسکان کسانی که بدون چادر آمده‌اند،‌ همه بخشی از تلاش‌هایی است که قبل از برگزاری مراسم باید انجام شود. یکی از زائران که مردی شصت و چند ساله است در مورد تغییرات نحوه برگزاری مراسم در سال‌های گذشته به ایسنا گفت: «یک زمانی قبل از انقلاب آمدن به اینجا این قدر راحت و در دسترس همه نبود. راه‌ها خوب نبود و اینجا هم که می‌رسیدیم باید همه چیز را با امکانات طبیعت حل و فصل می‌کردیم اما الان اوضاع فرق کرده،‌ سفر راحت‌تر شده و هر سال جمعیت بیشتری برای برگزاری مراسم تا اینجا می‌آیند. وقتی امکانات فراهم است، ارمنی‌های آن طرف مرز هم می‌آیند. بعضی سال‌ها کسانی از لبنان و سوریه هم می‌آمدند که امسال کم‌تر شده‌اند، اما جمعیت زائران از سال‌های پیش خیلی بیشتر است».

مراسم روز شنبه کلیسای “تادئوس مقدس” زیر آفتاب بسیار داغ مرداد ماه در حالی تمام شد که بیشتر میهمانان هنوز از کلیسا دل نکنده بودند.‌ تا ساعت‌ها بعد از پایان مراسم، در حالی که برگزارکننده‌ها مشغول جمع‌آوری تجهیزات برق روی بنا بودند، صحن کلیسا همچنان از جمعیتی که برای دعا در برابر محراب می‌ایستادند پر و خالی می‌شد، هر چند خیلی‌ها حرف از شب در پیش و ماندن در راه و صبح کاری فردا می‌زدند،‌ خیلی‌ها هم بودند که از خدا می‌خواستند سال بعدی هم در کار باشد تا دوباره بتوانند در عشای ربانی کلیسای سپید شرکت کنند.